تبلیغات
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • .:: روستای پیروز -پری::. - حکایت شیرین مرد هالو و چاقاله کال
    لطفا در بخش نظرات ،نظر و انتقاد خودتان را مطرح فرمائید
    حدیث موضوعی

    مرتبه
    تاریخ : جمعه 16 مرداد 1394

    اتل و متل و مکوروجی سمک و تمبک و تبریزی    احمد لنگ د بو بلند   شی موخوره   مرواری سنگ  سر کیمی سنگ  سر   ای   سنگ ....


    هالویی(شخص ساده ای) اوائل بهار به چند تا چاغاله بادام یا شاید چاغاله مثلا زردآلو دندون میزنه و خوشش نمی آد ، و میگه خوب کاله و نرسیده ، این موضوع میگذرد و چند وقت دیگر چشمش به چاغاله های بزرگتری میفتد  و فکر میکند که اینها دیگر باید رسیده و خوردنی باشند ، یکی میکند و گاز میزند غافل از اینکه گردوی نارسی را کنده و گاز زده ، و خوب طعم این یکی خیلی تلختر و بدتر از قبلی بوده ، آنجا با ناراحتی آنرا تف میکند و با همان لهجه خودش میگوید : هر چه گو تر ما گندتر ما (هرچه بزرگتر میشه گندتر میشه ...)






    طبقه بندی: داستانهای شیرین پری، 
    نظر سنجی
    نظزتان درباره بنر جدید سایت چیست ؟




    امکانات سایت
    پیوند های روزانه
    تبادل بنر
    رهبری

    ریاست جمهوری

    رجانیوز

    دانشنامه قرانی